نویسندگان: حسن میلانی

آیا عالم آفریده خداوند است؟ یا این که خود خداوند به صورت زمین و آسمان و انسان و جن و فرشته و سنگ و چوب و... پیوسته در رقص و نمود و تجلی و ظهور است؟
در این باره دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد:
دیدگاه دهریان: وجود، ‌حقیقتی ازلی و ابدی است که پیوسته به صورت‌های مختلف در می‌آید و آفریننده‌ای در کار نیست.

دیدگاه فیلسوفان: عالم، ‌صادر (پدید آمده) از ذات خداوند است.
دیدگاه اهل عرفان (وحدت وجودیان): جهان هستی، ‌همان حقیقت وجود خداوند است که هر لحظه به صورتی درمی‌آید و در حقیقت، ‌خالق و مخلوقی در کار نیست.
عقیده اهل برهان و ادیان: جهان هستی، ‌مخلوق و آفریده خداوند متعال است و أشیاء نه صادر و پدید آمده از ذات خداوندند ، ‌و نه مرتبه یا جلوه یا اجزای وجود او.


نمونه‌هایی از سخنان اهل فلسفه و عرفان:

در کتاب «‌وحدت از دیدگاه عارف و حکیم» ‌آمده است:
تعیّن بر دو وجه متصور است یا بر سبیل تقابل، ‌و یا بر سبیل احاطه که از آن تعبیر به احاطه شمولی نیز می‌کنند، ‌و امرِ امتیاز از این دو وجه بدر نیست ... حال گوییم که تعیّن واجب تعالی از قبیل قسم دوم است زیرا که در مقابل او چیزی نیست و او در مقابل چیزی نیست تا تمیّز تقابلی داشته باشد ... تعیّن و تمیّز متمیّز محیط و شامل به مادونش، ‌چون تمیّز کلّ از آن حیث است که کل است به صفتی که برای کلّ است و از أسماء متأ ثره اوست و خارج و زائد از او نیست، ‌بلکه به وجود او متحقّق و به عدم او منتفی است. و چون هیچ جزء مفروض کلّ بدان حیث که کلّ است منحاز از کلّ‌ نیست زیرا که کلّ نسبت به مادونش أحدیّت جمع دارد، ‌لاجرم تمایز بین دو شیء نیست بلکه یک حقیقت متعیّن به تعیّن شمولی است و نسبت حقیقة الحقایق با ماسوای مفروض چنین است. (1)
و در رساله «إنه الحق» آمده است:
تمثیلی که به عنوان تقریب در تشکیک اهل تحقیق می‌توان گفت آب دریا و شکن‌های اوست که شکن‌ها مظاهر آبند و جز آب نیستند، ‌و تفاوت در عظم و صغر امواج است نه در اصل ماء‌. (2)
بلکه رساله «نور علی نور، ‌در ذکر و ذاکر و مذکور» بر اساس عقیده وحدت وجود شیطان را به شکر رازقش اندر سجود!! و همه حسن، ‌و همه عشق، ‌و همه شور، ‌و همه وجد،

و همه مجد، و همه نور، ‌و همه علم، ‌و عمه شوق، ‌و همه نطق، ‌و همه ذکر، ‌و همه ذوق دانسته، ‌می‌نویسد:
بقای موجودات به هویت الهیه است که در همه ساری است ... لذا هر جا که این هویت است، عین حیات و علم و شعور و دیگر اسماء جمالی و جلالی است ... پس این هویت ساریه که به نام وجود مساوق حق است، ‌عین ذکر است و خود ذاکر و مذکور است ....


چو یک نور است در عالی و دانی
در این خوان کرم از دشمن و دوست
زین سفره چه شیطان و چه آدم
چو رزق هر یکی نور وجود است
همه حسن و همه عشق و همه شور
همه حی و همه علم و همه شوق


غذای جمله را این نور دانی
همه مرزوق رزق رحمت اوست
به اذن حق غذا گیرند با هم
به شکر رازقش اندر سجود است
همه وجد و همه مجد و همه نور
همه نطق و همه ذکر و همه ذوق



و چون به سرایت ذکر در جمیع عبد آگاهی یافتی بر آن باش که یکپارچه ذکر باشی و به ذکرت ذاکر که خودت ذکر و ذاکر و مذکور خودی ... و به تعبیر دیگر وحدت شخصیه حقه حقیقیه این وجود است، ‌و به عبارت دیگر بسیط الحقیقة کل الأشیاء ...

کدام ذره‌ای را با او بینونت شیء یعنی بینونت عزلی است.(3)

رساله «وحدت از دیدگاه عارف و حکیم» از ابن‌عربی نقل می‌کند:

إن الحق المنزّه ، هو الخلق المشبه.(4)

همانا خداوند منزه، ‌همان خلق تشبیه شده و دارای همانند است.

نیز وحدت وجودیان می‌گویند:

صمد تویی که جز تو پری نیست، ‌و تو همه‌ای که صمدی!(5)

واجب الوجود کل الأشیاء لا یخرج عنه شیء من الأشیاء‌.(6)

واجب الوجود همه چیزهاست، هیچ چیز از او بیرون نیست.

هو وجود الأشیاء‌کلها.(7)


خداوند، ‌وجود و هستی همه چیزها می‌باشد.

سبحان من أظهر الأشیاء و هو عینها.(8)

منزه آن که اشیا را ظاهر کرد، و خود عین آن‌ها است.

... من عرف نفسه بهذه المعرفة فقد عرف ربه، فأنه علی صورة خلقه، ‌بل هو عین هویته و حقیقته. (9)

... هر کس خود را این گونه بشناسد پروردگار خود را شناخته است، ‌زیرا او به صورت خلق خود می‌باشد، ‌بلکه عین هویت و حقیقت خلق خود است.

إنها [الذات الإلهیة‌] هی الظاهرة بصورة الحمار و الحیوان. (10)

تحقیقاً آن [ذات الهی] به صورت خر و حیوان ظاهر است.

آنان که طلب کار خدایید خدایید
اسمید حروفید و کلامید و کتابید
در خانه نشینید مگردید به هر سوی
ذاتید و صفاتید و گهی عرش و گهی فرش


بیرون ز شما نیست شمایید شمایید
جبریل امینید و رسولان سمایید
زیرا که شما خانه و هم خانه خدایید
درعین بقایید و منزه زفنایید(11)


توجه: : مرورگر شما از فایل pdf پشتیبانی نمی‌کند. این فایل را از : اینجا دانلود کنید.

ثبت نظر شما