نویسندگان: محمدحسین آل کاشف الغطاء ، سعید رحیمیان

بدون شک اسلام بعنوان خاتم ادیان الهی و تضمین کننده وصول به حد نهایی کمال بشر در همه عرصه‏های علمی و عملی است و محور اندیشه اسلامی، اصل توحید و اعتقاد به کلمه طیبه «لا اله الا الله»می‏باشد.اما اینکه حقیقت این رکن اساسی چیست هر فرد و طائفه‏ای بر حسب میزان و درک و معرفت خود از حق تعالی و بر طبق ظرفیت خود تفسیری ارائه نموده است.


تعبیر غالب متکلمین از توحید بعنوان«نفی شریک از ذات واجب تعالی»می‏باشد و سپس در مراحل دیگر به انضمام توحید افعالی در نزد اشاعره(همراه با نظریاتی همچون کسب و عادة الله)و نیز توحید صفاتی در نزد معتزله(همراه با نظریه نیابت)و توحید ذاتی، صفاتی و افعالی، هر یک با تفسیری خاص نزد متکلمین امامیه در تاریخ تفکر اسلامی مطرح شده است.
حکما نیز در ناحیه توحید ذاتی با تفسیر خاص خود یعنی یگانگی (نفی امکان شریک از ذات حق)و نیز یکتایی(نفی ترکیب و اجزاء از واجب تعالی)و نیز توحید صفاتی بمعنی نفی زیادت صفات بر ذات با توجه به بساطت ذات حق، در مورد توحید بحث نموده‏اند و برخی نیز توحید افعالی را با این برداشت که سرمنشأ همه افعال موجودات و علت بعیده آنها باری تعالی است، مطرح کرده‏اند. (1)
(*)آیت الله العظمی حاج شیخ محمد حسین کاشف الغطا بسال 1294 ق در نجب به دنیا آمد، دروس عالی فقه و اصول را نزد مراجع بیزرگی چون محمد کاظم خراسانی، سید محمد کاظم یزدی، حاج آقا رضا همدانی، سید محمد اصفهانی و میرزا محمد تقی شیرازی آموخت.در علم کلام و فلسفه از محضر بزرگانی مانند میرزا محمد باقر اصطهباناتی و شیخ احمد شیرازی و شیخ محمد رضا نجف آبادی بهره برد و در درس حدیث و رجال محدث بزرگ میرزا حسین نوری حاضر شد.گفته‏اند تألیفات او از هشتاد اثر متجاوز است.گذشته از تبحر در علوم دینی، از ادبای بزرگ شمرده می‏شد که دیوان اشعارش گواه است.همچنین برخی از آثار علمی ایشان به زبانهای گوناگون ترجمه شده است.وی از جوانی در مبارزات سیاسی وارد شد و در چند نوبت در مبارزه با استعمار انگلیس نقش مؤثر ایفا نمود، از جمله در طرد استعمار از بین النهرین و استقلال عراق و انقلاب فلسطین شرکت فعال داشت.
ایشان در شمار مراجع تعلید عصر خود بوده و صاحب رساله‏ای در احکام می‏باشد.وفات او را در 18 ذیقعده سال 1373 ق نوشته‏اند.
تفسیر عرفا از اصل توحید یا وحدت وجود
در این میان تفسیری که عرفا از«توحید»ارائه داده‏اند، حائز ویژگی خاص و جالب توجه است، چرا که توحید در نزد ایشان نه تنها نفی هر گونه شریک در ذات خداوند و نفی هر گونه معادل در صفات و نفی هر گونه مددکار در افعال وجودی می‏باشد، بلکه اساسا آنها توحید را مستلزم نفی هر گونه وجودی غیر از وجود حق تعالی می‏دانند.
طبعا انحصار هر گونه فعل در فعل حق تعالی و هر گونه صفت و کمال در اسماء و صفات باری تعالی به تبع انحصار وجود در حق متعال از پی‏آمدهای این نظریه است که به«وحدت وجود»یا «وحدت شخصی وجود»و یا به تعبیری«وحدت وجود و موجود» موسوم است.


توجه: : مرورگر شما از فایل pdf پشتیبانی نمی‌کند. این فایل را از : اینجا دانلود کنید.

ثبت نظر شما